محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
97
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ستم روا دارم . به خدا سوگند تا عمر دارم و شبوروز برقرار است و ستارگان از پى هم طلوع و غروب مىكنند ، هرگز چنين كارى نخواهم كرد . اگر اين اموال از خودم بود بهگونهاى مساوى در ميان مردم تقسيم مىكردم تا چه رسد كه حال جزو اموال خداست ؟ » « 1 » معاويه در نامه خود به امام عليه السّلام چنين گفت : « سربازان هلاك شدند و مردان از بين رفتند . جنگ همه عرب را جز اندكى به كام خود فروبرد . » « 2 » امام عليه السّلام فرمود : ( ألا و من أكله الحقّ فإلى الجنّة و من أكله الباطل فإلى النّار ) ما با كسى كه با حق و داد صلح است ، صلح هستيم و با هركس كه با آنها جنگ كند و عناد ورزد ، جنگ مىكنيم و با آنها سازش نمىكنيم و در هرصورت تسليم باطل و پيروانش نمىشويم و از حق پاسبانى مىكنيم و هركس در راه حق شهيد شود ، همراه پيامبران و صديقان و ديگر كسانى كه خداوند به آنها نعمت داده ، محشور خواهد شد و كسى كه در راه يارى ظلموستم بميرد به بدترين سرنوشت دچار خواهد شد و به جهنم خواهد رفت . معاويه در ادامه نامه خود گفت : من و تو و نيروهايمان در جنگ يكسان هستيم و با اين عبارت قصد گشودن گفتگو با امام عليه السّلام را داشت و با موضع قدرت و با تكيه بر شام به سازش با امام عليه السّلام نظر داشت . امام عليه السّلام فرمود : ( فلست بأمضى على الشّك منّي على اليقين . . . ) سخن تو كه نيرو و سربازانى دارى
--> ( 1 ) . « أتأمرونّي أن أطلب النّصر بالجور فيمن ولّيت عليه و اللّه لا أطور به ما سمر سمير و ما أمّ نجم في السّماء نجما و لو كان المال لي لسوّيت بينهم فكيف و إنّما المال مال اللّه » خطبه 126 . ( 2 ) . نك : كنز الفوائد للكراجكى : 201 ؛ بحار الانوار : 33 / 104 ؛ المناقب خوارزمى : 255 ؛ وقعة صفين : 470 .